شاد باش ، با هر نفس :)
من میگم جشن و شادی و خوشی به هر نحوی که باشه خوبه ، حتی از نوع چهارشنبه ی آخر سالش !
کاش میشد مردم این سرزمین رو هر روز به هر بهونه ای که شده شاد ببینیم ، کاش میشد هر روز جشنی باشه و مناسبتی ، کاش یه روز خلاص شیم از دست این گریه و زاری ها و سال به دوازده ماه عزاداری ها !
روزی که همگی لبخند بزنیم ، برای نجات زندگی ، نوروز بهونه ی خوبیه و چهارشنبه ی آخر سال هم یه شروع خوب وقتشه که رو کنی به آتیش و بگی سرخی تو از من ، زردی من از تو :)
بهار ...
فشار بی امان کار در روزهای آخرسال را بگیری و با یک شلوغی وحشتناک جمع کنی ، بعد به توان سردی هوا برسانی و ضربدر خدمت سربازی کنی ، گیرم خانه تکانی و کارهای عقب افتاده و بیماری ات را هم فاکتور بگیری ، باز هم حاصلش میشود دلتنگی ، میشود همین که خانه ی محبوبم مدتهاست که اینجا خاک میخورد ، همین که چند وقت است که از دوستان خوبم بی خبرم ، همین که دلم برای دنیای زیبایم تنگ شده ، همین که افکار و حرفهایی که راه خروجشان را گم کرده اند خودشان را به در و دیوار سرم میکوبند و هر لحظه ممکن است بپاشند توی صورت آقای مدیر و دستم را بگیرند و تا اولین ایستگاه مترو بدوند و بعد بروند به دورترین جایی که فکر خسته ی هیچ آدمی به آن خطور نکند .
حاصلش میشود اینکه صبح جمعه دلت بخواهد بروی گم بشوی و بعد فقط به بهار فکر کنی ...
امید به بهار اگر نبود امروز حتماً گم میشدم .
محسن شناسی
خدای پایانهای افتضاح !!