بچه های زیادی در ایران وجود دارند که وقتی ازشان بپرسید دوست دارید در آینده چکاره شوید بدون معطلی میگویند دکتر . برای اینکه دکتر بشوند هم میروند کلی درس میخوانند کنکور میدهند زحمت میکشند درسهای گـ ُـه شناسی پاس میکنند . غافل از آنکه دکتر شدن هیچ ربطی به اینها ندارد که ! دکتر شدن در واقع در یک رابطه ی تنگاتنگ و مستقیم ربطی به بدخطی دارد . بعله . همین بدخطی خودمان را میگویم . اصلاً ابزار کار یک دکتر موفق دست خط بد است . من خودم یک دکتر میشناختم دست خطش خوب بود دائم مگس میپراند از بیکاری . خودم بارها دیدم که میگفتند این که خیلی دست خطش خوبه ، قشنگ معلومه از این دکتر الکی هاس :|
دست خط بدِ یک دکتر درواقع چیزی شبیه شیکمِ بزرگ برای بازاری هاست . اعتبار و آبرو و این حرفا ...
اما آیا این بدی دست خط حد و اندازه هم دارد ؟ در پاسخ باید بگویم در خواندن بلی اما در نوشتن خیر :|
خدا به سر شاهد است من یک بار بین رفقای پزشکم تست کردم ، یکیشان روی کاغذ نوشت آسپرین یا یک همچین چیزی بعد دادم به سه تای دیگر ، به همین برکتی که دستمه اما شما نمیتونید ببینید هرکدامشان یک چیز متفاوت خوندن :|
بعد مامان من میگه تو چرا هرچی قرص میخوری خوب نمیشی :|
بابا اون بدبختی که توی داروخونه نشسته و دارد دارو میدهد دست مردم هم باید بتونه بخونه ببینه چی نوشته اید یا نه !!! والا به قران ، میروی داروی ضد اسهال بگیری یکهو ضد بارداری میدهند میروی میخوری بعد توقع داری خوب هم بشوی حتی ...