گاهی فکر میکنم این که ما فرهنگ استفاده ی درست از هیچ چیز را نداریم چقدر غم انگیز است !! اصلن انگار خوشمان میاید شور همه چیز را در بیاوریم . یعنی فقط کافیه یک امکانی را در اختیار ما بگذارند ، زارتی شورش را در میاوریم ، از بس که ما انسانهای علاقمند به شور در آوردنی هستیم ! همین من ، انقدر شور همه چیز را در آوردم فشار خون گرفته ام و برای اینکه زنده بمانم مجبورم از این به بعد دیگر شیرینی همه چیز را در بیاورم .
به همین شبکه های اجتماعی نگاه کنید ، یا همین پیام رسانهای رایج این روزها ! همه ی وقت و انرژی و احساس آدم را مثل جارو برقی میبلعد و به جایش قبض و چشم درد و بی حوصله گی و شکست میدهد بیرون . و خب جوانی که وقت و انرژی و احساسش را از دست داده است فقط به درد این میخورد که مرده شورش را ببرنـد .